تبلیغات
سعید سعادت - مدیریت بحران-بخش 2

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

طبقه بندی

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :سعید سعادت
تاریخ:پنجشنبه 8 آبان 1393-09:07 ب.ظ

مدیریت بحران-بخش 2


2-1          بحران سیاسی[1]

بحران از ریشه یونانی در معنای جوركردن، قضاوت، لحظه حساس و مشاجره گرفته شده است. بحران به معنای تغییر ناگهانی است كه در جریان یك بیماری پدید می‌آید و صفت ویژه آن معمولاً بروز حوادث و وخامت است. در معنای مجازی، شرایط و اوضاع یا دورانی خطرناك و فاقد اطمینان را می‌رساند. بحران، حالت و فرایندی است كه با آن تعادل ناپدید می‌شود و از انتقالی نسبتاً اجتناب ناپذیر به سوی شرایط و اوضاعی دیگر خبر می‌دهد. (بیرو 1370 ص73)

مینزبرگ و همكارانش معتقدند كه بحران در اثر وقوع فوری، ناگهانی و غیر منتظره حوادث و یا اتفاق بوجود می‌آید كه توجه فوری و فوتی به آن برای اخذ تصمیمی فوری ضروری است. در تعریف دیگر، بحران چنین بیان شده است؛ هرگاه در مسیر تحقق اهداف از پیش طراحی شده، حالت پیش بینی نشده‌ای رخ دهد كه انتظارات و مطلوب‌های دیگر ما را متأثر سازد یك بحران روی نموده است. (موسی خانی 1369 ص14)

برای بحران تعاریف زیاد دیگری نیز آورده شده است كه وجه مشترك همه آنها، تهدید وضعیت موجود بوده و تفارق آنها در شرایط فرعی هر وضعیت است. محمد رضا تاجیك در كتاب «مدیریت بحران» به این مقوله از دید سیستمی نگریسته و می‌گوید: از منظر سیستمی بحران به وضعیتی اطلاق می‌گردد كه نظم سیستم اصلی یا قسمت‌هایی از آن [سیستم فرعی] را مختل كرده و پایداری آن را برهم زند. (تاجیك 1379 ص61)

البته بحران یك امر نسبی است، پیتر بروك در این خصوص می‌گوید: بحران‌ها در جهان زیست نمی‌كنند، آنها در گفتمان زیست می‌كنند. بحران‌ها رویدادهای واقعی نیستند بلكه ارزیابی‌های اهمیت آن چیزها هستند كه دارد اتفاق می‌افتد. بحران‌ها شناخت و آگاهی ویژه‌اند كه به برداشت‌ها از اختلال در وضعیت‌های موجود وابسته‌اند كه به دگرگونی‌های ناگهانی و غیره منتظره كه پرداختن به آنها دشوار است، می‌انجامد. بحران‌ها را نمی‌توان دید چون آنها ساختارهای نظام‌های ارزشی هستند. بحران‌ها، رویدادهایی هستند كه با نظام‌های الزامات كنش‌ها كه تصور می‌شود پیامدهای ناخوشایند رویدادها را از میان می‌برند ارتباط دارند. به بیان دیگر می‌توان گفت بحران‌ها شكل‌های خاصی از گفتمان هستند كه بر پایه و اساس رمزهای مشخص شكل می‌گیرند. این رمزها گاهی از رویدادهای گذشته را با پیش بینی‌های مشخصی از پیامدهای قریب الوقوع یا آتی تركیب می‌كنند و به این ترتیب بحران‌ها را از رویدادهای فاجعه آمیز تمیز می‌دهند و آنها را در مقایسه با حوادث صرفاً فاجعه آمیز به مشكلات جامعه شناختی  پیچیده‌تری تبدیل می‌كنند. (رابوی 1377 ص210)

بحران سیاسی، بحران مشروعیت نظام حاكم است آنگاه كه نخبگان سیاسی یك جامعه استعداد و قابلیت تولید و بازتولید ارتباطات و مناسبات مبتنی بر اعتماد و مقبولیت خود را از دست می‌دهند و سیستم دچار ناكارآمدی می شود، بحران حادث می‌شود. (تاجیك 1379 ص28)

لوسین دبلیو پای بحران‌های سیاسی را به پنج دسته تقسیم می‌كند:

   1- بحران هویت Identity

4         2- بحران مشروعیت Legitimacy

5         3- بحران مشاركت Participation

6         4- بحران نفوذ Penetration

7         5- بحران توزیع Distribution (سیف زاده 1368 ص173)

بحران هویت وقتی رخ می‌دهد كه یك جامعه دریابد كه آنچه را كه تاكنون بطور دربست و بی چون و چرا به عنوان تعاریف فیزیكی و روانشناسانه «خود جمعی»اش پذیرفته است تحت شرایط تاریخی جدید دیگر قابل پذیرش نیست. برای اینكه نظام سیاسی بر اساس تغییر در قلمرو، شدت، اشكال ساختاری یا رویدادی، خود به سطحی جدید از عملكرد دست یابد، ضروری است كه مشاركت كنندگان در نظام را از نو تعریف كنند، كی هستند و چگونه با كلیه دیگر نظام‌های سیاسی یا اجتماعی تفاوت دارند.(ساوه درودی،1390)

نیروهای تدریجی و غیرمهیجی مانند گسترش ارتباطات جهانی، می‌توانند بنیان هویت یك جامعه سابقاً منزوی را با آگاه‌سازی مردم آن جامعه ازیك دنیای كاملاً نوین ازاقدام سیاسی متزلزل سازند. بدین ترتیب بحران هویت مرحله‌ای از رشد است كه نظام سیاسی به هنگام تغییر اساسی اشكال اصلی آن، بالاجبار باید تجربه نماید. بحران هویت نشانه رشد وتغییر است نه علامت ضعف و ناهنجاری. چهارشكل اصلی ازبحران هویت وجود دارد: اولین نوع بحران مزبور به احساسات مربوط به سرزمین و رابط فضای جغرافیایی با احساسات ناسیونالیستی ارتباط می‌یابد. دومین شكل آن وقتی رخ می‌دهد كه ساختار اجتماعی و به ویژه تقسیمات طبقاتی چنان گسترش یابد كه مانع وحدت ملی گردد. سومین صورت آن با تعارض بین هویت‌های فراملی و تعهد به یك هویت ملی مشترك سروكاردارد. چهارمین شكل بحران هویت دراثر پیامدهای روانشناسانه تغییر اجتماعی سریع واحساسات دوگانه نسبت به بیگانگان ایجاد می‌شود. (پای 1380 صص170و 171)

دومین شاخص بحران‌های سیاسی، بحران مشروعیت است. بحران مشروعیت، به شكل خاصی به فشارهای موجود بین برابری و ظرفیت در نشانگان توسعه ارتباط دارد. از آنجا كه مشروعیت خصیصه‌ای از نظام سیاسی است، به شكل خاصی با عملكرد ساختار حكومتی در ارتباط نزدیك است. بنابراین درتعیین ظرفیت نظام نقش اساسی دارد. به عبارت دیگر، پذیرش وتأیید مشروعیت با مردم است، و این امر احتمالاً آنگاه تحقق می‌یابد كه به نظر رسد زمامداران به اصول برابری احترام گذاشته و تمایزات را تنها به عنوان واقعیت اشكال مناسب انفكاك تلقی می‌كنند. بنابراین تمامی پیشرفت‌های حاصل در نشانگان توسعه، همراه با تغییرات پیوسته در روابط بین برابری، ظرفیت و انفكاك ساختاری احتمالاً واكنشی را ایجاد خواهد كرد كه بر مشروعیت تأثیر گذاشته و می‌تواند بحران بزرگی را موجب شود. نفس ارتباط مشروعیت با ظرفیت اجرایی نظام و احساس مردم نسبت به اقتدار، بیانگر این مطلب است كه هریك از چهار بحران دیگر اعم از هویت، مشاركت، نفوذ و یا توزیع در نهایت می‌توانند به بحران مشروعیت منجر شوند، چرا كه تمامی بحران‌ها به نحوی مشروعیت یك نظام را زیر سوال می‌برند. (پای 1380 ص208)

سومین شاخص بحران سیاسی، بحران مشاركت سیاسی است. مایرون وینر می‌گوید: گذار از پادشاهی به جمهوری، از حكومت استعماری به حكومت مستقل، از نظام بدون حزب به نظام حزبی، از حق رأی انحصاری به حق رأی عمومی و از حكومت استبدادی به مردم‌سالاری همگی بیانگر مناسبات جدیدی بین ملت و دولت واشكال جدیدی از مشاركت سیاسی هستند. (پای 1380 ص239)

بحران مشاركت به شرایطی گفته می‌شود كه ضمن آن خواسته‌های برابری طلبانه و تساوی خواهانه اقشار تازه تحرك یافته اجتماعی از ناحیه دولت سالاران و نخبگان حاكم مورد پذیرش واقع نمی‌شود و نیز كشمكشی است به هنگامی كه نخبگان فرمانروا درخواست یا رفتار افراد و گروه‌ها را در امر مشاركت سیاسی نامشروع قلمداد كنند و همچنین به وضعیت و حالتی تعبیر می‌گردد كه اداره‌های مشاركت طلبانه و تقاضاهای مداخله جویانه عمومی با ساختارهای سیاسی، اداری، حقوقی، عرفی و سنتی حاكم بر جامعه كه ویژگی تمركز و استبدادی برخوردار هستند در تضاد ناهمگونی قرار گیرند. (یحیایی ص16)

چهارمین شاخص؛ بحران نفوذ است. جوزف لاپالومبارا در این خصوص می‌گوید: بطور مشابه، وقتی آن قسمت از منابعی كه یك ملت باید بطور گسترده به نفوذ خود اختصاص می‌دهد، محدود شود و دیگر فعالیت‌های آن، ملت را به خطر اندازد نوعی بحران نفوذ وجود خواهد داشت. در جایی كه مشروعیت [آسیب‌پذیر یا مستحكم] حكومت ملی تهدید شود مسأله منابع مذبور واكنشی زنجیره‌ای را موجب خواهد شد. از لحاظ تحلیلی آنچه بحران نفوذ را از دیگر بحران‌ها متمایز می‌سازد، آن است كه این بحران می‌تواند با فشارهای وارده بر نخبگان برای ایجاد تعدیل‌های نهادی یا نوآوری‌هایی در طیف توأم باشد. (لاپالومبارا1380 ص314)

نهایت پنجمین شاخص؛ بحران توزیع می‌باشد. مرتضی نعمتی دراین رابطه می‌گوید: یكی از كاركردهای حكومت چهره عمومی آن است. چهره عمومی به این معنا است كه قدرت سیاسی توانایی توزیع مناسب امكانات بین گروه‌های مختلف جامعه را داشته باشد وتمامی گروه‌ها از دسترسی به امكانات ابراز رضایت نمایند. امكانات و منابع در یك جامعه تمامی حوزه‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی وارزشی را دربرمی‌گیرد وتنها به منابع مادی محدود نمی‌شود. بحران توزیع زمانی بروز پیدا می‌كند كه دولت منابع موجود را به نحو صحیح و عادلانه توزیع ننماید و اختلاف بین گروه‌ها، طبقات یا دستجات دردریافت منابع وامكانات وجود داشته باشد. بطور مثال توزیع ناعادلانه منابع اقتصادی باعث ایجاد فاصله طبقاتی می‌شود ویا توزیع نابرابر امكانات سیاسی باعث نارضایتی سیاسی در بین احزاب وجناح‌های سیاسی می‌شود. زمانی كه این توزیع امكانات ومنابع حساسیت عمومی را برانگیزد درآن زمان بحران توزیع عامل مهمی در بحران سیاسی كلان خواهد بود.(تاجیک ،1379)

خاطر نشان می‌شود برخی بحران‌های امنیتی را نیز به عنوان بحران‌های سیاسی بر‌می‌شمارند كه به دو دسته داخلی و خارجی تقسیم می شوند. بحران‌های امنیتی داخلی، به براندازی حاكمیت از درون اشاره دارد كه شامل هشت نوع می‌باشد.

1-   گسترش دامنه مناقشات و اختلاف مین مسئولین و نخبگان تصمیم ساز

2-   بروز نارضایتی میان نیروهای نظامی و نهادهای دیگر

3-    افزایش اعتبار برخی گروه‌های اپوزیسیون در میان مردم (درمقابل كاهش اعتبار گروه‌های پوزیسیون)

4-    فعال شدن و تشدید اقدامات گروه‌های برانداز

5-   گسترش اقدامات تروریستی

6-   فعال شدن سایر شكاف‌های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و قومی و...

7-    افزایش تظاهرات ضد دولتی

8-    سرایت بحران از عرصه ملی به گستره فراملی (تاجیك 1379 ص78)

بحران‌های امنیتی خارجی، بحران‌هایی است كه باعث تهدید یك كشور توسط بیگانگان می‌باشد این نوع بحران‌ها خود نیز در یك طیف از بحران‌های كم مانند مناقشات اقتصادی و بازرگانی بین كشورها شروع و تا شدیدترین نوع آن كه جنگ باشد قرار می‌گیرند. (سبیلان 1386 ص18)

 




[1] Political crisis

منبع : http://dmohammadi.blogfa.com/post-455.aspx





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


What is a heel lift?
دوشنبه 3 مهر 1396 12:52 ب.ظ
It's awesome for me to have a site, which is helpful
in favor of my experience. thanks admin
How did the Achilles tendon get it's name?
شنبه 1 مهر 1396 04:29 ب.ظ
Hi Dear, are you really visiting this web page regularly, if so after that you will absolutely obtain fastidious knowledge.
What is a heel lift?
دوشنبه 16 مرداد 1396 04:47 ق.ظ
You should take part in a contest for one of the most useful websites on the
internet. I will recommend this website!
foot pain identifier
پنجشنبه 1 تیر 1396 09:42 ب.ظ
First of all I would like to say excellent blog!
I had a quick question which I'd like to ask if you don't mind.
I was curious to know how you center yourself and clear your
head before writing. I have had difficulty clearing
my thoughts in getting my thoughts out there. I truly do take
pleasure in writing but it just seems like the first 10 to 15 minutes are wasted just trying
to figure out how to begin. Any ideas or tips? Cheers!
ameblo.jp
چهارشنبه 3 خرداد 1396 04:52 ب.ظ
I am curious to find out what blog system you happen to be utilizing?
I'm having some minor security issues with my latest website and I'd like to find
something more safeguarded. Do you have any suggestions?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر